Tuesday, January 12, 2010

قبیله سبز



باید دوباره با دوست یک دودمان بسازیم

باید قبیله ای را با سبزها بسازیم

باید که ماه را شست در آبهای هرمز

باید که رفت بالا از نردبان البرز

باید دوباره با ماه تا صبح گفتگو کرد

باید که عطر نان را در صبح کوچه بو کرد

باید که زندگی کرد در چلستون دوباره

باید دریچه ای شد از سایه تا ستاره

باید لباس شب را من سبزگون ببینم

باید
بایــد
بایـــ...ـد
تو را دوباره در بیستون ببینم

باید دوباره در خواب همراه کودکی شد

دنبال شاپرک رفت

با بچه ها یکی شد
.
.
.
.
.
سبز باشید

No comments:

Post a Comment