skip to main |
skip to sidebar
قبیله سبز
باید دوباره با دوست یک دودمان بسازیم
باید قبیله ای را با سبزها بسازیم
باید که ماه را شست در آبهای هرمز
باید که رفت بالا از نردبان البرز
باید دوباره با ماه تا صبح گفتگو کرد
باید که عطر نان را در صبح کوچه بو کرد
باید که زندگی کرد در چلستون دوباره
باید دریچه ای شد از سایه تا ستاره
باید لباس شب را من سبزگون ببینم
باید
بایــد
بایـــ...ـد
تو را دوباره در بیستون ببینم
باید دوباره در خواب همراه کودکی شد
دنبال شاپرک رفت
با بچه ها یکی شد
.
.
.
.
.
سبز باشید
No comments:
Post a Comment