
, مقاله: اکونومیست
ایران در جهان:
میرحسین موسوی از زمان تظاهرات گستردهای که در حمایت از او برگزار شد تا چند هفته پیش که از میزان اعتراضات کاسته شد، عملا در خانه خود در تهران محبوس است. اما بازیهای سیاسی هنوز به پایان نرسیده است. او بهرغم دستور آیتالله خامنهای مبنی بر پذیرش شکست در برابر محمود احمدینژاد و همکاری در جهت فرونشاندن اعتراضات - که به هر حال میزان آن کاهش یافته و کمرنگتر شده - همچنان از اطاعت از فرامین رهبر ایران سر باز میزند. این هفته، آقای موسوی با وجود آنکه برای مدتی کوتاه از میزان فعالیت و حضور خود در عرصه عمومی کاسته بود، نشان داد که همچنان مصمم است (و به گفته خودش "قدم در راه بیبازگشت" گذاشته است). در واقع او ممکن است در حال خروج از پوسته خود باشد و بدین ترتیب باز هم خود را به گرداب اعتراضات عمومی پیوند بزند.
دو عامل مهم وجود دارد که هنوز به نفع وی عمل میکنند: عامل اول شکاف ایجاد شده در نهاد روحانیت و عامل دوم وبلاگستان است؛ جایی که ایرانیها حضور چشمگیری در آن دارند و از حیث حضور در این فضا، گوی سبقت را از بسیاری از کشورهای دنیا ربودهاند. آقای موسوی در وبسایت شخصی خود نیز مجددا خواستار تجدید انتخابات شده است. به اعتقاد وی بازداشتشدگان حوادث اخیر باید آزاد شده و قانون انتخابات هم اصلاح شود؛ انحصار دولت بر صدا و سیما نیز باید شکسته شود. او این ایدئولوژی را "موج سوم" نام نهاده است.
این وبسایت به رنگ سبز روشن آراسته شده؛ رنگی که مخالفان دولت با خرسندی آن را پذیرفتهاند و با جدیت به کارش گرفتهاند. در صحفه اصلی وبسایت تصویر آقای موسوی را با چهرهای بشاش میتوان دید که شانه به شانه محمد خاتمی - رئیسجمهور اصلاحطلب سابق و از مخالفان کنونی احمدینژاد - ایستاده است. شعار این سایت، تغییر و پیشرفت است و در آن از زهرا رهنورد، همسر متهور و پیشروی آقای موسوی، که نخستین زن ایرانی است که به ریاست دانشگاه رسید، هم اخباری منتشر میشود. در جریان رقابتهای انتخاباتی او پا به پای همسر خود در محافل عمومی و در میان مردم حاضر میشد.
آقای موسوی در فیسبوک هم حضور دارد و از طریق آن مردم را در جریان فعالیتهایش قرار میدهد. هفته اخیر، او در یکی از یادداشتهای خود اعلام کرد که در نمازجمعهای که به امامت یکی از مهمترین مخالفان احمدینژاد، اکبر هاشمی رفسنجانی - که خود نیز دو دوره رئیسجمهور ایران بود - برگزار میشود، شرکت خواهد کرد؛ او شاید بهعنوان یکی از قدرتمندترین منتقدان ساختار سیاسی حاکم ظاهر شده است. عکسهایی در فیسبوک منتشر شد که نشان میدهد آقای موسوی و همسرش به دیدار خانواده سهراب اعرابی رفتهاند؛ جوانی که در تظاهرات کشته شد و به یکی از سمبلهای اعتراضات اخیر بدل شده است. مقامات ایران در ابتدا از تحویل جنازه وی به خانوادهاش خودداری کرده بودند.
میرحسین موسوی که روزی یکی از هدایتکنندگان اصلی جریان در انقلاب اسلامی سال ۱۹۷۹ علیه شاه بود، اکنون توسط دانشجویان پیشروی معترض و روحانیون ناراضی، به پیش رانده شده و ممکن است در چنین شرایطی مواضعی اتخاذ کند که حتی از آنچه خودش در زمانی که وارد رقابتهای انتخاباتی شد مد نظر داشت، رادیکالتر باشد. اما تخلفات انتخاباتی و خشونتهای متعاقب آن، وی را به این جهت سوق داده و مصممترش کرده است.
امواج خشم و نارضایتی که سراسر ایران را فرا گرفته، بهخصوص در میان جوانان ایران و زنان این کشور، محدود و منحصر به طبقه متوسط شمال تهران و حومه آن نیست. این هفته، علیرضا بهشتی، از مشاوران ارشد آقای موسوی و فرزند یکی از روحانیون مشهور ایرانی گفت که ممکن است آقایان موسوی و هاشمی یک جبهه جدید سیاسی تشکیل دهند.
عامل دیگری که موجب ایستادگی آقای موسوی بر سر مواضعش شده، آشفتگی فزاینده در میان سطوح بالای روحانیونی است که تا پیش از این فقط رژیم اسلامی را مورد تایید قرار میدادند و از آن حمایت میکردند. اگرچه آنها تا کنون مستقیما آقای خامنهای و حلقه محافظهکاران تندروی پیرامونش را مورد انتقاد قرار ندادهاند، اما برخی از علمای برجسته تشکیلات شیعی، به خاطر سوء مدیریت در انتخابات و نحوه برخورد با رویدادهای متعاقب آن، علنا به مقامات کشور اعتراض کرده و مستقیما یا بهطور ضمنی از آقای موسوی حمایت کردهاند.
آیتالله العظمی عبدالکریم موسوی اردبیلی، نخستین روحانی برجستهای بود که با خطاب قرار دادن شورای نگهبان - نهاد نیرومندی که وظیفه نظارت بر انتخابات را بر عهده دارد - گفت که "این حق مردم است که صدایشان شنیده شود." آیتالله اسدالله بیات زنجانی هم از جمله مراجع معترضی است که در توصیف اعتراضات مردمی گفت "این حق قانونی مردم و تنها راه آنان برای طرح مطالباتشان در برابر حاکمان" است.
آیتالله یوسف صانعی هم که از دیرباز از مراجع اصلاحطلب و ناراضی محسوب میشود و زمانی ریاست شورای نگهبان را هم بر عهده داشت، گفت که "پایمال کردن" حقوق مردم به هیچ وجه قابل توجیه نیست و اعترافات تظاهرکنندگان و بازداشتشدگان هیچگونه ارزش حقوقی ندارد، چون بر کسی پوشیده نیست که این اعترافات تحت فشارهای غیرقانونی از آنان گرفته شده است. آیتالله حسینعلی منتظری هم از دیگر روحانیون معترضی است که از مدتها پیش - از زمانی که به عنوان جانشین آیتالله روحالله خمینی مطرح شد، اما به ناگاه به حاشیه رانده شد - با مقامات ایران اختلاف داشت. آقای منتظری هم اخیرا به حمایت از آقای موسوی و اصلاحطلبان برخاسته و گفته است که ممانعت از صدور مجوز برای تجمعات صلحآمیز میتواند منجر به "از بین بردن پایههای وجودی دولت" شود.
چنین حمایتی از جانب مراجع - که به طور کلی تعدادشان معدود است - قاعدتا باید از یک سو موجب تقویت روحیه آقای موسوی و از سوی دیگر باعث متزلزل شدن موقعیت آقای خامنهای و نوچهاش، احمدینژاد شده باشد. با این وجود، آقای موسوی پیش از ورود به رقابتهای انتخاباتی این دوره، دو دهه از عرصه سیاسی دور بود. قریب به دو دهه پیش بود که او بر سر بعضی موضوعات حکومتی با آقای خامنهای اختلافات اساسی داشت. در طول این بیست سال، نقاشی و معماری مشغولیت او بود. او همزمان ریاست فرهنگستان هنر ایران را هم بر عهده داشت، اما به هیچ وجه وارد مقولات سیاسی نمیشد.
حالا او در موقعیتی قرار گرفته که ایستادگی بر سر مواضعش، شهامت زیادی میطلبد. او در وبسایت خود اعلام کرد که مقامات ایران با اعمال "فشارهایی" از او میخواهند که از ادامه این روند صرفنظر کند و تسلیم شود. صدها تن از مخالفان همچنان در زندان به سر میبرند. گزارشهای اخیر حاکی از اعدام ۱۳ یا ۱۴ نفر از اعضای گروه جندالله در جنوب شرقی ایران (زاهدان) است. مقامات ایرانی در اقدامی عجیب این گروه را متهم به ارتباط با القاعده و غرب کردهاند. شاید این یکی از راههای مورد نظر آنان برای هشدار دادن به معترضان و مخالفان است تا به آنها بفهماند که رژیم میتواند از این هم بیرحمتر باشد.
مقاله : اکونومیست

No comments:
Post a Comment